آداب پیام‌رسان‌ها: چرا فقط «سلام» می‌کنیم و غیب می‌شویم؟

پیش نوشت: این مقاله اشاره به شخص خاصی ندارد و عمدتاً ناشی از دغدغه‌ای است که مدتی است ذهنم را مشغول کرده. در واقع تحلیل و واکنشی است نسبت به یک رفتارِ جمعی که آن را از چندین و چند نفر از افراد مشاهده کرده‌ام، نه لزوماً یک فرد خاص.

موضوع این مقاله را شاید بتوان در زیرمجموعه «آداب معاشرت در شبکه‌های اجتماعی/مجازی» یا همان نتیکت (اتیکت در فضای اینترنت) قرار داد. اگر چه منبعِ معتبری برای آن ندارم و صرفاً نظر و تحلیل شخصی خودم است.

موضوع اصلی:‌ گاهی می‌بینم در پیام‌رسان‌هایی مثل تلگرام یا دایرکت اینستاگرام، بعضی از افراد اینطور پیام می‌دهند:

-سلام

و تمام!

و بعد می‌روند دنبال کارشان!

از نظر من سلامِ خشک و خالی به هیچ وجه یک پیامِ کامل و معنی‌دار تلقی نمی‌شود. اینکه من به کسی پیام بدهم: «سلام» و بعد بروم دنبال کار خودم و به دنبال آن هیچ پیامی منتقل نکنم، این عملاً نقض قطعی ماهیت شبکه‌های پیام‌رسان است. پیام رساندن یعنی چه؟ یعنی من مفهومی در ذهن دارم که می‌خواهم آن را به دیگری منتقل کنم و از آن نتیجه‌ای بگیرم. حالا این پیام می‌تواند یک خبر باشد، می‌تواند یک سوال باشد، می‌تواند یک احوالپرسی معمولی باشد یا چیزی مشابه این.

اما اینکه من به کسی بگویم سلام و بعد هم بروم و نه سوالی بپرسم، نه خبری بدهم، نه احوالپرسی کنم؛ این به هیچ وجه با اصول اتیکت در شبکه‌های پیام‌رسان همخوانی ندارد.

معمولاً اینکه قصد می‌کنیم به کسی پیام بدهیم ناشی از یک انگیزه است. یک علامت سوالی در ذهن ما ایجاد شده (منظورم لزوماً پرسش نیست) که می‌خواهیم تیک آن را بزنیم. بنابراین پیام می‌دهیم. اما من هرگز نتوانستم درک کنم که انگیزه کسانی که پیام می‌دهند: «سلام» و بعد می‌روند و هیچ چیز دیگری تایپ نمی‌کنند چیست.

از این رو تصورم بر این است که این اتفاق از دو حال خارج نیست:

اول اینکه از اول انگیزه‌ای برای پیام دادن نداشته‌اند، مثلاً حوصله‌شان سر رفته بوده، یا می‌خواستند سربه‌سر تو بگذارند و وقتت را بگیرند.

و حالت دوم اینکه انگیزه داشته‌اند اما حوصله کافی برای پیگیری این انگیزه نداشته‌اند. در ذهن‌شان علامت سوالی بوده اما نمی‌خواهند تیک آن را بزنند و اقدامی برای آن انجام دهند، یا اینکه اساساً این علامت سوال آنقدرها جدی نبوده.

که در هر دو حالت، پاسخ دادن به چنین پیام‌هایی از نظر من بی‌معنی و هدر دادن منابع است و در نتیجه به هیچ وجه استراتژیک نیست.

چرا استراتژیک نیست؟ به این فکر کنید که ما در جواب سلامِ خالی یک شخص در یک پیام رسان مجازی چه می‌توانیم بگوییم؟

حالت اول اینکه اگر بگوییم سلام و بعد ما هم برویم و منتظر بمانیم تا شخص دوباره آنلاین شود و حرفش را بزند، که این اتلاف منابع (وقت، انرژی ذهنی) است و استراتژیک نیست. چون موضوعی که احتمالا در چند ثانیه (یا حداکثر چند دقیقه) قابل پیگیری و بسته شدن بوده را چند ساعت (و گاهی چند روز!) طول می‌دهیم: اگر تو پیامت را کامل می‌رساندی من هم به محض آنلاین شدن پاسخت را می‌دادم و مسئله بسته می‌شد، اما حالا هر کداممان باید صبر کنیم تا دیگری آنلاین شود و بعد حرفمان را بزنیم!

در حالت دوم اگر در پاسخ آن شخص بگوییم: سلام، احوالت چطور است؟ چه کار می‌کنی؟ کاری اگر داری بگو. که این هم بی‌معنی است، چون وقتی کسی پیام می‌دهد یعنی حتماً آن شخص می‌خواسته چیزی به ما منتقل کند، نه ما! در حالیکه با این روند ظاهرا این ما هستیم که داریم پیگیری می‌کنیم و پیامی که در ذهن نداشته‌ایم را به طرف منتقل می‌کنیم! که این هم بی‌معنی و سطحی است. وقتی پیگیریِ پیام برای خودِ شخص آنقدرها اهمیت ندارد، چرا این مسئله باید برای من مهم باشد؟ درست مثل اینکه در دنیای واقعی کسی مرا صدا بزند و بعد هیچ نگوید! این هم درست به همان اندازه بی‌معنی است.

در نهایت من اینطور فکر می‌کنم که اگر با کسی کاری داریم یا می‌خواهیم احوالی از او بپرسیم یا سوالی داریم، بعد از سلام (اگر اصرار داریم حتماً سلام بدهیم!) پیامِ مد نظرِ خودمان را به‌طور کامل و شفاف به آن شخص منتقل کنیم و بعد منتظر پاسخ باشیم. این روشی منطقی‌تر و سالم‌تر و عاقلانه‌تر است.

پ.ن: این موضوع از نظر خود من آنقدر ساده و واضح و بدیهی است که این همه توضیح دادن و تحلیل کردن در موردش هم به نوعی اتلاف منابع تلقی می‌شد! اما تصمیم به نگارش آن گرفتم تا هم از دغدغه خودم بگویم هم امیدوار باشم که کمی هم به این موارد ساده و پیشِ پا افتاده بیشتر توجه داشته باشیم، چون مهم و تعیین‌کننده و سرنوشت‌سازند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *