در مذمت تعدد منابع!

من اصولاً عادت ندارم صفر و صدی به موضوعات نگاه کنم و مثلاً یک موقعیت، رویداد، دیدگاه یا رویکرد را کاملاً مثبت یا کاملاً منفی ارزیابی کنم. بلکه بیشتر «سعی می‌کنم» از دل هر رویداد و موقعیت و دیدگاه به طور نسبی تهدید‌ها و فرصت‌ها را بیرون بکشم. البته این بدیهی است که گاهی سهم فرصت‌ها بیشتر است از تهدیدها و برعکس.

در مورد مسئله «تعدد منابع» هم وضع به همین ترتیب است. من لزوماً اینکه در یک حوزه خاص منابع زیاد و متعددی در دسترس باشد را تهدید نمی‌دانم؛‌ بلکه بیشتر معتقدم این اتفاق توأمان شامل تهدیدها و فرصت‌هایی است.

ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که خیلی از بزرگان معتقدند عصر «انفجار اطلاعاتی» است. من این را این طور برای خودم ترجمه می‌کنم که یعنی دست روی هر حوزه‌ای بگذاری، با تقریب خوبی می‌توان گفت به تعداد «نامحدودی» منابع اطلاعاتی دسترسی خواهی داشت. البته این ادعا ممکن است مورد موافقت یا مخالفت افراد زیادی قرار بگیرد اما به هر حال من عمیقاً به آن معتقدم، اگر چه نه تحقیق جامع و مفصلی در مورد درستی یا نادرستی‌اش انجام داده‌ام، نه استدلال محکمی برای آن دارم. بلکه صرفاً چیزی است که به طور شهودی برایم واضح و مسجل است و برای اثباتش نیازی به دلیل و تحقیق و تفحص ندارم.

حالا بحث اصلی من این است: اعتقاد دارم که تعدد منابع به خودی خود نه اتفاق خوب و مبارکی است و نه لزوماً منفی و پر از تهدید. بلکه آنچه تعدد منابع را تبدیل به یک اتفاق ترسناک و خطرناک می‌کند این است که من دور و اطراف خودم را با منابع متعدد پُر کنم و همین که سَرَم را با این منابع شلوغ کرده‌ام و مشغول «بازی کردن» با منابع متعدد خودم شده‌ام، اسیر این توهم شوم که: «واو! من چقدر کارم درست است، چقدر می‌دانم، چقدر آگاهم و …» درحالیکه اصل ماجرا این است که من به دلیل تعدد منابع دچار سردرگمی و چیزی که من نامش را «فلج‌شدگی اطلاعاتی» می‌گذارم شده‌ام. شلوغ‌کاری‌ام زیاد است، اما پیشرفتم اپسیلونی و حتی صفر است! صدای زیادی تولید می‌کنم، اما اندکی جلوتر که بروید می‌بینید تحفهٔ خاصی در چنته‌ام ندارم. همه این‌ها به خاطر این است که من «سَرَم» را با منابع گرم کرده‌ام، نه «وجودم» را.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *