عشق، تداومِ آگاهانهٔ تعهد است

دوست داشتنِ کسی آغاز سفری است برای از ظاهرْ به معنی رسیدن. دوست‌داشتنْ آغاز اکتشافی ژرف است در شهر ناشناخته‌ی معنا و هویت؛ دوست داشتنْ سفرِ کامل شدن است، تلاقی دو «جان» است، دو جانِ بی‌تاب، دو جان بی‌قرار، دو جانِ آماده آتش گرفتن. .
تلاقی دو جان، اگر در مناسب‌ترین زمان و مکانِ ممکن صورت گیرد، حاصلش نیرویی خیره‌کننده و معنوی است که هر دو را- فوق حد تصورِ انسانی- اعتلا می‌دهد و اعتلای دو جان یعنی «یکی شدن» آن‌ها. یکی شدنْ غایتِ سفرِ دوست داشتن و تعشق است.

از یک جایی به بعد،  باید کسی باشد که ما را عمیق کند، باید کسی باشد که با نگاهش جانمان را شعله‌ور سازد، باید کسی باشد که حضورش آرام‌ترین آرامشی باشد که تجربه کرده‌ایم.

وحیْ تجربه‌ای درونی است، نه بیرونی. وحیْ- در مَثَل- زمزمه آیات و نشانه‌های حضور معشوقی است که به عاشق بشارت یکی شدن با خود و ندای ایمان به یگانگیِ دو تن و دو جان را سر می‌دهد. خدا نیز، لمس یگانگی و وحدت جان است که فرمود: و َما مِنْ إِله إِلاّ إِله واحد.
برایتان عشق‌ورزی توأم با لمس تجربه شگفت‌انگیز «یکی شدن» آرزومندم.

ارادتمند
آرسام هورداد .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *