قوانین قدرت ۳: برای به‌دست‌آوردن قدرت، بی‌تاب رسیدن به آن نباش!


آنکه قدرت دارد، «وجودِ» (being) قدرتِ خودش را به‌رسمیت می‌شناسد. او می‌داند کیفیتی در او «هست» و نیاز به اکت یا جنگ خاصی برای اضافه کردن یک کیفیتِ بیرونی به خودش ندارد. لذا او بدون هیچ تلاش یا تأکید خاصی روی قدرت، قدرتمند است. او قدرتش را بولد نمی‌کند مگر به وقت ضرورت، او مدام از قدرتش حرف نمی‌زند و نگران از دست رفتن قدرت نیست. چون قدرتش را کیفیتی «درونی» می‌داند.

برعکس کسی که قدرت ندارد، تقلا می‌کند کیفیتی بیرونی را به خودش وصله کند تا قدرتمند «جلوه کند». او مدام قدرتش را فریاد می‌زند، هیاهو می‌کند، نگران است نکند روزی قدرتِ نداشته‌اش را از چنگ او درآورند. لذا تأکید خاصی روی قدرت دارد. گویی می‌خواهد از همه تأیید بگیرد که قدرتمند است. او تردید دارد. دودل است، لذا قدرتش سطحی و دروغین است. شکننده است و با تقه‌ای فروخواهد ریخت.

نفر دوم در تقلایی سیری‌ناپذیرْ مدام به دنبال قدرت «می‌دود». دوندگیِ او منجر به دورتر شدن قدرت و تنزل جایگاه و وجهه‌اش می‌شود، او هرچقدر تلاش می‌کند «اثبات کند» قدرتمند است، بیشتر قدرتش را از دست می‌دهد. «تقلا» یعنی تنزل. ما برای آنچه «هست» تقلا نمی‌کنیم. تقلای ما برای چیزی است که نیست و می‌دانیم نداریم.

قدرت را از بیرون نمی‌توان به خود چسباند.
قدرت واقعی نیاز به اثبات و تأکید ندارد.
«دنبال» قدرت نباش.
قدرتمند «باش». همین!
قدرت از جنس «بودن- being» است، نه «داشتن- belonging»

ارادتمند
آرسام هورداد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *